منتشر شده در:
6/20/07 8:47 AM GMT
هیج وقت یادم نمیرود، یک بار پسر دایی من با مادرم به مدرسه ام آمدند و من مثل همیشه با سلام و علیک با او دست دادم،نمیدانم چطور آنها فهمیده بودند که ایشان از محارم بنده نیستند،خلاصه کار به جایی کشید که من باید اخراج میشدم و در آخر با امضای تعهد نامه ای که به هیج وجه بدان اعتقاد نداشتم،اما بخاطر آینده و وضعیت تحصیلم در آموزش و پرورش کل منطقیمان قول دادم که دیگر چنین کاره لحبو لعبی را انجام ندهم،دست دادن در بین جوانان ایرانی کاملاً رایج است حتی در خیابان و کافه تریاها،حالا اینها بخواهند یا نخواهند.
neda، holland