Accessibility links

British Broadcasting Corporation

سایت های بی بی سی

اين بحث بايگانى شده است - پاسخى دريافت نمى شود.

سالروز تولد مولوی؛ نظرات شما

امروز، 30 سپتامبر، هشتصدمين سالروز تولد مولوی است كه به همين مناسبت امروز در ايران به نام وى نامگذارى شده است.

در روز ۶ سپتامبر نیز مراسمى براى بزرگداشت مولوی توسط سازمان جهانى يونسكو در مقر اصلى اين سازمان در پاريس برگزار شد. همچنین قرار است كه نشستى بين المللى از ۲۸ تا ۳۰ اكتبر در تهران برگزار شود.

مولوی به دلیل نوشتن مثنوی و دیوان شمس تبریزی، یکی از معروف ترین شاعران زبان فارسی و به دلیل افکار و اندیشه های عرفانی و فلسفی، اندیشمند و متفکر شمرده می شود.

افكار و آثار مولوى از چنان وسعتى برخوردار است كه تا حالا در مورد انديشه ها و آثارش صدها كتاب در سراسر جهان به وسيله نويسندگان و پژوهشگران نگاشته شده و هنوز هم نوشته مى شود.

نظر شما در مورد كارهاى مولوی چيست و آيا به نظر شما كارهاى وی مى تواند حاوی درسهايى براى زندگى امروزى باشد؟

منتشر شده: 9/30/07 12:01 PM GMT

اظهارنظرها

تعداد نظرات:66

اظهارنظرها به ترتيب زمان دريافت

منتشر شده در: 10/5/07 9:16 AM GMT

شوربختانه در اثر ناكارآمدي مسئولان كشورمان مولوي پارسي با نام ترك؟در جهان شناسانده مي شود

عليرضا، تبريز

توصيه شده توسط 0 نفر

در مورد اين نظر شكايت كنيد

منتشر شده در: 10/3/07 7:46 PM GMT

سالروز تولد مولوی را برای جهان اسلام وهمه بشریت تبریک عرض مینمایم.به نظرمن مولوی با تفکرو اندیشه ای ارزیشمند وبه یانات هنرمندانه ای خود کاری بزرگی انجام داده که میشود ازگفته هایش برای زندگی امروز استفاده کرد .در آن محوی که شمس الدین تبریزیم پالاید ملک را بال می ریزد من آنجا چون بشر باشم.

حیدریم f221، تهران

توصيه شده توسط 0 نفر

در مورد اين نظر شكايت كنيد

منتشر شده در: 10/3/07 11:58 AM GMT

روح بزرگ مولوي گوی همچنان در قالب غزليات اش زنده است وبه همين ترتيب خواننده وشنونده رابه بی نهايت ها ميکشاندودر موج بی کران عالم عشق به حقيقت نزديک اش ميسازد ووقتی که نزديک به چنين مقام برسد محبت و رستگاری را از دنياي مولوی به ارمغان ميبرد.

يما قيوم زاده، پاريس

توصيه شده توسط 0 نفر

در مورد اين نظر شكايت كنيد

منتشر شده در: 10/3/07 6:20 AM GMT

هر کی هر چه در مورد مولانا میگوید از داشته های خود مولانا است، من میگویم که مولانا سوالهای گمشدهء انکسانی هست که آنها تا حال چیزکی از مولانا شنیده اند، و الی تمام سوالها بعد از شناخت وی و کتابهای او حل خواهد گردید.

مولانا سراپا عشق است:

گر مرا ببرند تیغ از بند بند
در زبانم نیست جز از نام قند
کوه را با تیشه کندن مشکل است
لیک فرهاد به کار آید که کند

میعاد عادل،
کابل

میعاد، کابل

توصيه شده توسط 0 نفر

در مورد اين نظر شكايت كنيد

منتشر شده در: 10/3/07 12:20 AM GMT

زندگی درفروغ انديشه مولانای بزرگ يک چيز است و حفظ اشعارش چيز ديگر. عبور ان مرز رمز شگرف باشد.

کمال، انتياک

توصيه شده توسط 0 نفر

در مورد اين نظر شكايت كنيد

منتشر شده در: 10/2/07 7:55 PM GMT

من فقط میتونم بگم که شرمندم که فقط بخشهای کوچکی از آثار این فیلسوف و عارف بزرگ را که از افتخارات زبان فارسی است خوندم.

آرين دانش، تهران، ايران

توصيه شده توسط 0 نفر

در مورد اين نظر شكايت كنيد

منتشر شده در: 10/2/07 4:11 PM GMT

غزلهای مولانا اکنده از شور و حیرت و وجد و حال است . نا له های یک روح در زیر تازیانه های سمگین سلوک از غزل های مولانا به گوش جان می رسد . مولانا این غزلها را از روی شاعری و فافیه سنجی نگفته است . بلکه این ها نجوا های یک روح توفان زده است روحی گرفتار امده در گرداب حیرت بهتزده از عظمت یک روح دیگر در کالبد یکی از مردان خدا شمس تبریزی. ایرج از بندر بوشهر

ایرج، بوشهر

توصيه شده توسط 1 شخص

در مورد اين نظر شكايت كنيد

منتشر شده در: 10/2/07 3:00 PM GMT

چون مولوی . اساس کارش را بر کلام خدا و پیامبران و معصومان و تجربیات شخصی نهاده بود. و حتما در کار کاری خودش صداقت داشته است. و به فکر همه انسان ها بود. ماندگار شد. وچند سرو گردن بالاتر از دیگر مشاهیر و نامداران جهان است . درود بر او باد
و رحمت و برکات خداوند.
چون اندیشه والا یش حل کننده دردهای جانکاه آدمیان است .
و تا هم اکنون.

شهره

توصيه شده توسط 0 نفر

در مورد اين نظر شكايت كنيد

منتشر شده در: 10/2/07 1:04 PM GMT

کی گفت عشق بداست؟! غربیها تمام نیازهای مادی شان را تامین نموده اندوبه فکرنیازهای روحی خودهستند.اگرمدونا سرودی از مولانا را خواند ویا اشعاری از مولانا به زبان های غربی ترجمه شد من ِ فارسی زبان را دچارغرور ونا فهمی نسازد.مردم افغانستان که مولانا را فرزند زادگاه شان میدانند محتاج یک لقمه نان هستند .درشکم گرسنه عشق جا میگیرد یا خوش باوری و جنون؟مولانا نیاز امروزی غربیها هست.متاسفانه مالایق افتخار به مولانا نیستیم.اول شکم ما ن را بدون کمک غرب سیر بسازیم بعد دنبال عشق آسمانی وعرفان برویم.با معذرت...

حبیب، زوریخ

توصيه شده توسط 0 نفر

در مورد اين نظر شكايت كنيد

منتشر شده در: 10/2/07 9:38 AM GMT

من نمیدانم چرا ما ایرانیان (از احمدی نژاد گرفته تا فرهیختگان دوستدارمولوی و ..) فکر میکنیم که بشریت مشکل دارد و درمان مشکل بشریت در دست ماست. در صورتیکه بدون تردید یکی از پر مشکل ترین ملت های دنیا ما هستیم! خوب سوال این است که اگر در فرهنگ ما اینهمه غنا موجود است پس چرا حال و روز ما این است؟
میخواهید نیم قرن هم اختیار مملکتمون رو بدیم دست مولوی شناسان تا ببینیم چه گلی به سرمان خواهند زد؟
خدایا یک عقل درست و حسابی به ما ایرانیان عطا بفرما و یک دارویی هم برای درمان ما!!!

کوروش، هلسینکی

توصيه شده توسط 0 نفر

در مورد اين نظر شكايت كنيد

منتشر شده در: 10/2/07 7:17 AM GMT

با سلام
در اول ؛ سالگشت پيامبر عشق را به همه عاشقان تبريك ميگويم .
مولانا بي شك يكي از مفاخر افغانستان بلكه مشرق زمين ميباشد و حالا جهاني است.
اين روح ظريف و شاعرانه اي كه در جان و دل ما نقش دارد و زندگي و محيط ما شرقيان را متغير ميساخته از تاثير چنين مردماني بوده است.
جهان هم اكنون ويرا بيشتر شناخته و ما ميبينيم كه آرام آرام زندگي ايشان نيز متاثر خواهد شد و گرفتار يك روح شرقي و عاشقانه.

مروجزاده، كابل

توصيه شده توسط 0 نفر

در مورد اين نظر شكايت كنيد

منتشر شده در: 10/2/07 6:24 AM GMT

باز آ
هر آنچه هستی باز آ
گر کافر و گبر و بت پرستی باز آ
این درگه ما درگه نا امیدی نیست
صد بار اگر توبه شکستی باز آ
باز آ
باز آ

مولوی گرامی یادت همیشه گرامی باد.

مرسل

توصيه شده توسط 0 نفر

در مورد اين نظر شكايت كنيد

منتشر شده در: 10/2/07 2:23 AM GMT

بیائید... یکبار دیگر این غزل خداوندگار عشق را بخوانیم!

این خانه که پیوسته در او بانگ چغانه ست از خواجه بپرسید که این خانه چه خانه ست
این صورت بت چیست اگر خانه کعبه است وین نور خدا چیست اگر دیر مغانه ست

....
...

صحرا، مونتریل

توصيه شده توسط 0 نفر

در مورد اين نظر شكايت كنيد

منتشر شده در: 10/1/07 11:32 PM GMT

بدبختی و نزول ما از زمانی شروع شد که مغولها که از ایده عرفان و تبدیل شدن مردم اراضی اشغالیشان به مرده متحرک خوششان آمد و به عرفان پر و بال دادند شروع شده. شما را به خدا اینها را فقط شعرهاشان را به قصد شعر و چیزی که وزن داره بخوانید. همین و بس.

Abbas Ghazianei، Arak، ايران

توصيه شده توسط 0 نفر

در مورد اين نظر شكايت كنيد

منتشر شده در: 10/1/07 7:32 PM GMT

عشق آن باشد، که حیرانت کند - بی نیاز از کفر و ایمانت کند
گفتمان شعر مولوی نه شعاری و نه متفاوت با درونش است. متحول شده ای که حکایت است از دوستی درون معنایی انسان با خوبیها و جلوگیری از جنگ، با محبت و خوبی.
از دل برمی آید و به دل می نشیند و شاید از عمیقترین کلامهای انسان باشد و نیاز همواره:
یکدست جام باده و یک دست زلف یار - رقصی چنان میانه میدانم آرزوست
و نیز:
من او بودم، من او شدم، با او بودم، بی او شدم - در عشق او، چون او شدم، زین رو چنین بیسو شد

بهنام، اتاوا

توصيه شده توسط 0 نفر

در مورد اين نظر شكايت كنيد

نحوه ويرايش نظرات برای اين موضوع
تمام شده است

سایت های بی بی سی

BBC © MMVIII

بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.